پانوشت

سرعت،سرعت و باز هم سرعت

شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۲، ۰۲:۴۴ ق.ظ

سرعت سرعت سرعت!
چند سال پیش دفتر اساتید دبیرستانمان نشته بودیم وبا تنها شیخ(همان آخوند خودمان)مدرسه از ساده زیستی و دل نبستن به دنیا صحبت می کردیم.خب!حدود5 سال از اون روز می گذرد اما این روزها درمیانه شهر پرسرعتی به نام تهران گاهی حرفهایش را فراموش می کنم و می گویم نکند واقعا در این ایران زمین پشت دانشگاه خودمان و میان این پدال های گاز فشرده شده خوشی واقعی وجود دارد و ما عقب مانده ایم و سرعتمان کم است!!تهران را گفتم پر سرعت به خاطر این که از طلوع صبح که پا در آن می گذاری آدم هایی را می بینی که با چشم خواب آلود دستشان را به میله اتوبوس های عمومی گرفته اند و عجله دارند سر کار بروند.ظهر آفتاب را که می بینی مردهایی را می بینی که فست فودشان را با سرعت گاز می زنند تا به کار دومشان برسند و نگران اینند که نکند دیر برویم و مشتری مان بپرد!آدم های این شهر قبل آفتاب بیرون می زنند و بعد از آفتاب به خانه می آیند که جا نمانند که سرعتشان از دیگران کم تر نشود!با این سرعت به کجا می روند را خدا می داند!راستش را بخواهید دلم برای اتاق اساتید دبیرستانمان تنگ شده دلم برای زندگی کند و آرام آن شهر نقلی مان تنگ شده!من نمی دانم مقصد این آدمهای پرسرعت کجاست پس همان مسجد 20 نفری مان را همان شهر نقلی مان را ترجیح می دهم!
خدا را چه دیدی!شاید این روزها قید باغ سرسبز کنار ایران زمین را زدم...

نظرات  (۱)

سلام...
چرا دانشگاه امام صادق مرکز ثقل تفکر انقلابی و جهادی نیست؟

تحلیلی از میلاد ذوالفقاری بر دانشگاه امام صادق(ع)



ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی