پانوشت

معرفی کتاب پایی که جا ماند

چهارشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۱، ۰۳:۰۹ ق.ظ


"دشمن دیوانه وار به جزایر وجنون حمله کرد...آنها برنامه ریزی کرده بودندبیان تو سرزمین ایران فیلم برداری کنند وبه مردموشون بگن ما دوباره خاک ایران رو گرفتیم اگر رزمندگان پد وجاده رو رها می کردند یقینا دشمن دوباره تا هویزه رو اشغال می کرد"

این متن بخشی از روایت محسن رضایی فرمانده وقت سپاه از دلاوری های تیپ 48 فتح در پد خندق است که موجب شد نیروهای عراقی نتوانند هویزه را دوباره با اشغال در بیاورند

کتاب پایی که جا ماند روایتی خواندنی از دوران اسارت سید ناصر حسینی پور،یکی از رزمندگان تیپ 48 فتح است که به صورت یادداشت های روزانه پرده از جنایات رژیم صدام در زندان های عراق ومظلومیت سپاهیان اسلام بر می دارد.

این کتاب شامل 15 فصل است و12فصل آن به  شرح دوران اسارت نویسنده تعلق دارد.

درفصل اول و دوم اما او مقاومت جانانه تیپ 48 فتح درجاده و پد خندق را به تصویر می کشد.

"آن روز از ساعت سه و ده دقیقه بامداد تاساعت شانزده وسی دقیق بعد از ظهر صدونوزده نفر درجاده خندق شهید شدند که هشتادوهشت نفرشان از بچه های استان کهکیلویه وبویر احمد بودند"

در فصل اول روایت مجروح شدن حسینی پور رانیز خواهید خواند.جراحتی که باعث شد او مجبور شود یکی از پاهای خود را در عراق جا بگذارد: از سمت راست جاده بهتر می شد دشمن را هدف قرار داد...برای این که به سمت راست جاده بروم چند متری سینه خیز رفتم...دشمن از کنار نی زارها وکانال رو به رویم هرجنبنده ای را هدف قرار می داد...وقتی به طرف تیربار می دویدم در یک لحظه احساس کردم از سمت راست بدنم کوتاه تر شده ام به زمین افتادم نگاه کردم ببینم چه شده شوکه شدم استخوان ساق پای راستم خرد شده بود...گوشت های ساق پایم تکه تکه شده بود"

پای مجروح سید تا مدت ها بدون مداوا رها می شود و اوبه خاطر این پا مشقات غیر قابل باوری را متحمل می شود.اما سید تنها نبود... "حسین اسکندری...گویافرمانده تخریب قرارگاه کربلا بودوبراثر اصابت گلوله های آتش زا لابع لای نی ها سوخته بودنگهبان ها اجازه نمی دادند در سایه دراز بکشد پماد سوختگی هم به او نمی دادند پشه ها تمام بدنش را تسخیر کرده بودند می گفت اگر این پشه عفونت های بدن مرا نخورده بودند تا الان مرده بودم"

فصل آخرنیز به دوران رهایی از اسارت تعلق دارد:

"بیش از پنج،شش هزار گچسارانی برای داستقبال جلوی ساختمان بسیج جمع شده بودند.بیش تر مردم باشت وطوایف بزرگ باوی برای استقبال به گچساران آمده بودند.بچه های سپاه کولم کردند وبالای ساختمان بسیج بردند" واو شروع به سخنرانی می کند:"مردم عزیز گچساران،پایم در بغداد جاماند تا یک وجب از خاک این کشور در دست دشمن نماند.پای مجروحم لگد مال شد تا شرف ما وعزت ما لکه دار نشود"

پایی که جاماند توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است وظرف مدت یک سال به چاپ پانزدهم رسیده است.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۸/۱۰
مسعود شایگان

پایی که جا ماند

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی