پانوشت


  از فارن افرز:

گرت پوتر روزنامه نگاری است که سالها در حوزه ایران مشغول به کار بوده است.او ادعا می کند که برنامه انرژی هسته ای ایران صلح آمیز است و شواهد گسترده و وسیعی که نشان دهنده رفتن ایران به سمت سلاح اتمی ست،ساخته و پرداخته اسرائیل و آمریکا است.

او اظهارات آیت الله خامنه ای رهبر ایران و سلف او آیت الله خمینی درباره غیر اسلامی بودن بمب اتم و عدم حرکت ایران به سمت ساختن بمب اتم را مهم می پندارد و  سابقه ی ایران در فریب های انجام داده در فرآیند اتمی اش را به این دلیل می داند که مخالفت های آمریکا با برنامه صلح آمیز  اتمی ایران این کشور را مجبور کرده است تا برنامه اتمی خود را محرمانه به پیش برد.

او معتقد است که فاکتورهای سیاسی داخلی آمریکا و اسرائیل  باعث شده است تا برای گمراه کردن جهان نسبت به اهداف ایران مشترکا دست به نیرنگ و فریب جهان بزنند.

با این حال آمریکا و اسرائیل در این روند با ریسکی مواجه اند که آن مواجهه نظامی احتمالی با ایران است.پوتر اما مدعی است که وی می داند که این حمله ی احتمالی هیچ گاه روی نخواهد داد

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۳:۰۲
مسعود شایگان

ترجمه ای آزاد از الجزیره برای ضمیمه هفتگی روزنامه فرهیختگان(دوره سابق)
 تاریخچه تحریم های بین المللی علیه کشورها نشان می دهد که این تحریم ها ضعیف تر از آن است که بتوان از آن راضی بود و به عنوان اهرمی موثر بر آن تکیه نمود.از تحریم های وضع شده آمریکا علیه ژاپن پیش از جنگ جهانی دوم تا نمونه های جدیدتر آن مانند ایران،عراق و سودان.
هیچ کدام از این موارد نمونه های مستحکمی برای اثبات این مساله نیستند که دولت های وضع کننده آن با وضع این تحریم ها توانسته اند با وضع آنها به اهداف خود برسند.دهها نمونه از این تحریم ها ثابت می کند که نه تنها به نتیجه دلخواه ختم نشدند بلکه فاجعه هایی را نیز ب وجود آورده اند.جان باختن هزاران نفر در عراق در زمان بیل کلینتون تا کمبود مواد دارویی در ایران همه نمونه هایی از این فجایع هستند.در مجموع می توان گفت که تحریم ا تاریخچه وحشتناکی در زمینه پدید آوردن این گونه از فجایع دارند.
با این حال اکما آمریکا و فرانسه هنوز به وضع تحریم های جدیدی علیه سوریه می اندیشند.حتی کنگره آمریکا در تلاش است تا تحریم های جدیدی را علیه ایران وضع نماید.در واقع کم تر هفته ای می گذرد که در آن آمریکا به فکر تحریم بیش تر بر ایران نیاندیشیده باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۲ ، ۱۶:۰۵
مسعود شایگان

نوشته شده برای ماهنامه ضمیمه روزنامه فرهیختگان(دوره سابق)

1-واقعیت این است که بر خلاف ضرب المثل مشهوری که می گوید خراب کردن هر چیز بسیار آسان تر از ساختن آن است دیوار بی اعتمادی میان آمریکا و ایران آن چنان مستحکم شده است که بی شک خراب کردن آن سالها زمان خواهد برد.کودتا علیه دولت دکتر مصدق،تحریم های فلج کننده،حمایت از عراق در جنگ هشت ساله از یک سو و از سو دیگر حوادثی چون گروگان گیری و تسخیر سفارت آمریکا در ایران  در بحبوحه سالهای اولیه انقلاب تا توانسته بذر کینه کاشته و دشمنی افزوده است.بسیاری از ایرانیان  هنوز آمریکا را شیطان بزرگی می دانند که تا توانسته برای ما مصیبت آفریده است.برای این دسته مذاکره با آمریکا در سازمان ملل مذاکره با شیطان در قعر جهنم است و از این روست که پیش از شروع هر گونه مذاکره با بدبینی تمام به آن می نگرند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۲ ، ۱۶:۰۱
مسعود شایگان

 روزهای داغ مرداد 1392 در حالی سپری می شوند که تا چند روز دیگر اهالی سیاست شاهد بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت یازدهم از سوی مجلس شورای اسلامی خواهند بود.گرچه همه وزرای پیشنهادی دولت یازدهم برای گرفتن برگه تاییدیه از مجلس نهم نیاز به یک میزان رای موافق دارند اما نمی توان انکار کرد که برخی از آن ها از اهمیتی بیشتر نسبت به دیگر وزارتخانه ها برخوردارند.تحولات منطقه و جهان و گره خوردن نام ایران با بسیاری از حوادث منطقه و جهان در مقطع کنونی و نیز شخصیت وزیر پیشنهادی دولت باعث شده است که محمد جواد ظریف به یکی از گزینه های پر سروصدای روحانی تبدیل شود .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۲ ، ۱۹:۴۸
مسعود شایگان

سرعت سرعت سرعت!
چند سال پیش دفتر اساتید دبیرستانمان نشته بودیم وبا تنها شیخ(همان آخوند خودمان)مدرسه از ساده زیستی و دل نبستن به دنیا صحبت می کردیم.خب!حدود5 سال از اون روز می گذرد اما این روزها درمیانه شهر پرسرعتی به نام تهران گاهی حرفهایش را فراموش می کنم و می گویم نکند واقعا در این ایران زمین پشت دانشگاه خودمان و میان این پدال های گاز فشرده شده خوشی واقعی وجود دارد و ما عقب مانده ایم و سرعتمان کم است!!تهران را گفتم پر سرعت به خاطر این که از طلوع صبح که پا در آن می گذاری آدم هایی را می بینی که با چشم خواب آلود دستشان را به میله اتوبوس های عمومی گرفته اند و عجله دارند سر کار بروند.ظهر آفتاب را که می بینی مردهایی را می بینی که فست فودشان را با سرعت گاز می زنند تا به کار دومشان برسند و نگران اینند که نکند دیر برویم و مشتری مان بپرد!آدم های این شهر قبل آفتاب بیرون می زنند و بعد از آفتاب به خانه می آیند که جا نمانند که سرعتشان از دیگران کم تر نشود!با این سرعت به کجا می روند را خدا می داند!راستش را بخواهید دلم برای اتاق اساتید دبیرستانمان تنگ شده دلم برای زندگی کند و آرام آن شهر نقلی مان تنگ شده!من نمی دانم مقصد این آدمهای پرسرعت کجاست پس همان مسجد 20 نفری مان را همان شهر نقلی مان را ترجیح می دهم!
خدا را چه دیدی!شاید این روزها قید باغ سرسبز کنار ایران زمین را زدم...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۲ ، ۰۲:۴۴
مسعود شایگان

«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – مسعود شایگان:

۱۳ تبر ۱۳۸۲ آیت الله مصباح یزدی که چندین هفته متوالی به سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه تهران می پرداخت سخنانی بر زبان آورد که تا هفته ها به یکی از بحث های تنش آمیز آن روزها تبدیل شد و تنور مطبوعات را به قدری داغ کرد  که حسین شریعتمداری نیز در مقاله ای که در کیهان منتشر شد به این سخنان آیت الله اعتراض کرد و البته پس از آن بود که سخنرانی های وی پیش از خطبه های نماز جمعه نیز قطع گردید.

آنچه در این ماجرا  اهمیت بیشتری دارد بخشی از سخنان ایشان است که چند روز بعد در توجیه انتقادات قبلی خود خود ارائه کرد و البته شاید برای بسیاری از خوانندگانی که برای اولین بار این سخنان را می خوانند تعجب آور باشد زیرا که آیت الله این بار در دفاع از خود حرفهایی را بر زبان آورد که امروز اصولگرایان منتقد از آن برای توجیه انتقادات خود از دولت و… می زنند.

ماجرا چه بود: آیت الله مصباح در سخنان پیش از خطبه های نماز جمعه در تاریخ ۱۳ تیرماه ۱۳۸۲ ضمن مذموم دانستن حیله های ربا و ربا خواری گفته بود:

«پیش از انقلاب صریحا فرموده بود حیله های شرعی به هر شکلش حرام است اما متاسفانه امروز نظام جمهوری اسلامی ما از رباخوارترین نظام های عالم شده است.»

او در ادامه به نرخ سود بانک های دنیا اشاره کرده بود اما دو هفته بعد در همان تریبون گفت که منظورش از نظام، نظام اقتصادی بوده است که هم مربوط به بازار و مردم می شود هم اعمال بانک ها.

پس از این سخنان بود که تریبون های مختلف شروع به انتقاد از مصباح یزدی کردند تا جایی که شریعتمداری نیز به میدان وارد شد و ضمن تاکید بر نقش برجسته و والای آیت الله مصباح یزدی اثر تحلیل ایشان بر پایه اطلاعات غیر واقعی یا خطای ایشان در سخن راندن  را بسیار بزرگ دانست و اظهار نظر وی را در این مورد اظهار نظری غلط قلمداد کرد.

اما ورای این سخنان آیت الله مصباح در دفاع از حرف خویش که موضوع این نوشتار نیست بخش دیگری از سخنان ایشان در برابر کسانی که می گفتند شرایط کشور ویژه و خطرناک است و الان وقت گفتن این سخنان نیست در نوع خود بسیار قابل توجه است.

وی در سخنانی که در روزهای ۲۷ تیر و ۲۱ مرداد همان سال ایراد شد، گفته بود:

«انتظار این که ما جو آرامی پیدا بکنیم تا به انتقاد بپردازیم این خواب و خیال است بالاخره هر روز یک پیشامدی است… ما مسائل بین المللی هم داریم می گویند حرف نزنید که آمریکا آمده در خلیج فارس، آمریکا در کنار ماست، در عراق است، در افغانستان است نمی دانم چنین و چنان است حرف نزنید برای اینکه اوضاع باید آرام باشد اگر آرام نباشد دشمن ما را تهدید می کند خوب پس چه وقت باید انتقاد  کرد؟»

ایشان در بخش دیگری از سخنانش هم می فرمایند:

«آن نظامی که هشدار دهنده نداشته باشد آن نظامی که دریچه احتیاط نداشته باشد منفجر خواهد شد برای دیگ بخار هم یک دریچه احتیاط می گذارند. هر کس حرفی بزند بگویند این خلاف نظام است تضعیف نظام است. کدام نظام؟ مگر نظام مساوی با دولت است؟ مگر نظام مساوی با چند وزیر است؟ این چه ربطی به نظام اسلامی دارد؟ متصدیان امر خیانت کردند چه ربطی به  اصل نظام دارد؟»

آیت الله مصباح سخنانی را بر زبان آورد که منتقدان آیت الله امروز برای توجیه انتقادات خود به دولت و… به زیان می آورند با این تفاوت که این روزها شاگردان آیت الله نه تنها بر طریق سخنان آن روز مرادشان راه نمی روند بلکه منتقدان را به زیر تیغ تخریب به خاطر انتقاداتشان گرفته و آنها را بی بصیرت های زمان نشناس می نامند!

از جمله این منتقدان که مورد هجمه شدید ظرفداران آیت الله مصباح قرار گرفته، علی مطهری است که او هم انتقاد از دولت و نظام را وظیفه دلسوزان می داند هرچند که ممکن است دشمنان هم از این نقدها سوء استفاده کنند. چنانچه می گوید:

«تا زمانی که انقلاب اسلامی و آرمان‌هایش و خصوصا آرمان آزادی فلسطین زنده است، تحریم‌ها هم وجود خواهد داشت و بی‌بی‌سی و صدای آمریکا هم از هرگونه انتقادی از دولت و سایر ارکان نظام اظهار شادی می‌کنند، گرچه از دل با آن مخالف هستند، چون موجب اصلاح امور می‌شود، حتی بهانه‌گیری سلطه‌گران غربی در مساله انرژی هسته‌یی ناشی از پایبندی ما به آرمان فلسطین است. والا نه قطعنامه‌ای در کار بود و نه حساسیتی، پس فشار خارجی از قبیل تحریم‌ها و نقشه‌ها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی همیشه هست و انتها ندارد.»

که البته موضع پسندیده ای است. اما باید از طرفداران آیت الله مصباح پرسید که چرا نقد اشکالات ساختاری و موردی در نظام برای آیت الله مصباح خوب و برای دیگران بد است؟مگر نه این که بازگویی مشکلات در قالب انتقاد می تواند به مثابه راه احتیاطی برای همه مسئولین کشور باشد؟اگر این گونه است(که هست) انتقاد نه تنها بازی در زمین دشمن نیست که راهنمایی است برای اصلاح امور.

منبع نقل قول ها:

گفتمان مصباح (گزارشی از زندگانی علمی و سیاسی آیت الله مصباح یزدی)، رضا صنعتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۷

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۲ ، ۰۱:۴۳
مسعود شایگان


«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – مسعود شایگان:

این نوشته نه نوشته ای سیاسی است و نه کینه ای برآمده از دعواهای قبیله ای گروههای سیاسی. رنجنامه ای است برای موکلانی که چشم به هرم سبز خیابان سبز بهارستان بسته اند تا مگر دردی از آنها دوا کند برای وکیلانی که این روزها دغدغه شان نه ملت که جای دیگری است!

اما ماجرا چیست؟

بگذارید این داستان را از روزهایی پیشین آغاز کنیم از ۲۰ شهریور سال ۱۳۸۹ که حمید رسایی نماینده تهران پس از جار و جنجال های پیش آمده بر سر تعطیلی سه روز عید فطر با انتشار یادداشتی به تعطیلات زیاد دوستانش در مجلس شورا اعتراض کرده و نوشته بود: «واقعیت تلخ است اما نمی‌توان انکارش کرد و عیب بودن تعطیلات یک ماهه ما نمایندگان یک واقعیت تلخ است. تا ما نمایندگان مجلس نسبت به حذف این تبعیض آشکار از آیین نامه داخلی که از مجلس سوم پایه گذاری شده، اقدام نکنیم، مردم نیز بسیاری از داد و فریادهای ما را حمل بر غرض ورزی و سیاسی کاری می‌کنند.»

این صدا گرچه آن روز نشنیده گرفته شد، اما پس از چندی ماجرای تسهیلات مجلس شورا به نمایندگان در ابتدای هر دوره نیز سر و صدای رسانه ها را بلند کرد. که البته به این مورد باید طرح موسوم به مادام العمر شدن حقوق نمایندگان را نیز اضافه کرد.

اما این پایان ماجرای غم انگیز اشرافیت در مجلس شورای اسلامی اصولگرا نبود چرا که دیروز در میان بهت و حیرت ناظران خبر از امضای طرحی عجیب توسط برخی از نمایندگان مجلس بر روی سایت های خبری قرار گرفت که یقینا اگر تاریخ بالای خبر نبود، می توانستید آن را به نمایندگان مجلس شورای ملی عصر پهلوی هم نسبت دهید!

اما این طرح چیست؟ پنام این طرح استمرار حقوق مکتسبه غیرمالی نمایندگان است و در آن اجازه حمل سلاح، پاویون و طرح ترافیک به نمایندگان داده می شود. احمد بخشایش اردستانی با ذکر این مواردگفته است که «البته نماینده ها باید هزینه این طرح ها را خود بپردازند و تاکید کرده است که این طرح هیچ بار مالی ندارد. با وجودی که این طرح امتیاز خاصی برای نمایندگان ندارد ولی بیشتر نمایندگان سابق به دنبال آن هستند تا استفاده از این امکانات برای آن‌ها استمرار یابد؛ طرحی که در آن هیچ‌گونه فواید مالی نیست.»

اردستانی البته هیچ توضیحی نداده که اگر این طرح امتیازات خاصی ندارد پس به چه دلیل  برخی از نمایندگان سابق و حاضر در مجلس به دنبال تصویب آن هستند؟!

لازم به توضیح نمی باشد که این یادداشت در پی ذم این نماینده یا دیگر نماینده های طراح این طرح نبوده و نیست، بلکه تلنگری است به ما که چگونه با کوتاه آمدن و بی تفاوت گذشتن از کنار ویژه خواری های برخی نمایندگان باعث شده ایم، هم و غم آنان معطوف به مسائلی چون مجوز اسلحه شود!

نمایندگان محترم مجلس اما حق دارند که فکر و ذکرشان این قبیل طرح ها باشد چرا که ساعتی در میان حمل و نقل عمومی له نشده اند و دقیقه ای مجبور نیستند غصه نان و مسکن داشته باشند!

نکته پایانی اما؛ در مورد اظهار نگرانی نماینده مذکور برای جان برخی نمایندگان است! حمله به نماینده ها و شهادت آنان اما قصه ای است که به شما نمی چسبد این قصه به هفت تیری ها می چسبد نه شما که غصه تان شده است طرح ترافیک و پاویون!



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۲ ، ۰۲:۵۱
مسعود شایگان

«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) - مسعود شایگان:

انقلابی گری و دم از انقلاب زدن این روزها برای عده ای تبدیل به مفری برای فرار از پاسخگویی در مقابل عملکردشان شده است. روزنامه کیهان و مدیر مسئول آن نیز از جمله پایگاههای و افرادی هستند که بنا بر تصور عده ای چون بصیرت افزایی کرده اند، پس انتقاد از آنها توسط بصیرت یافتگان این روزنامه به انتقام و حمله تعبیر می شود و هر نقدی از آن جناب مستطاب به منزله تیری است بر پیکر انقلاب!

اما موضوع این نوشتار نه محتوای کیهان و نه سخنان مدیرمسئول محترم آن است بلکه واجد نکته ای است که پیش از این شاید بدان پرداخته نشده باشد. موسسه کیهان علاوه بر روزنامه دارای مجلات هفتگی و ماهانه ای نیز هست که البته در پس نام این روزنامه به گوشه ای خزیده اند و تا مانند کیهان کاریکاتور خبر توقیف آنها به گوش نرسد نام آنها نیز از پرده برون نمی افتد و به جای خاک خورده اش در گوشه ای از دکه های روزنامه فروشی بسنده می کند.

آنچه بیش تر از هر چیزی در نگاه ابتدایی به این گروه مجلات به چشم می خورد ظاهر گرافیکی به شدت نازل و کیفیت اعصاب خردکننده ای است که انسان را حتی از انداختن نگاهی اجمالی به آن منصرف می کند گرچه این نکته خود مساله بزرگی است و مشخص نیست که چرا برادر شریعتمداری حاضر به عوض کردن و قابل تحمل تر کردن آن نیست(و شاید آن را اسراف می داند) اما نکته مهم تر محتوای به شدت سطح پایین برخی از این مجلات از جمله «زن روز» و «کیهان فرهنگی» می باشد. در زمانه ای که اصلاح طلبان وطنی و غیروطنی روز به روز طرح و سلیقه و نشریه خود را روزآمد می کنند و بر غنای محتوایی و جلای ظاهری آن می افزایند، اصرار غیرقابل توجیه حسین شریعتمداری برای عدم تحول در زیر مجموعه متبوعش به چه دلیل است؟

البته در میان نویسندگان و دست اندرکاران نشریات کیهان هستند افراد هنرمند و صاحب سلیقه ای که در صورت حمایت مدیریت موسسه می توانند نشریات عمیق تر و پرمخاطب تری منتشر کنند. به عنوان مثال نشریه «طنز و کاریکاتور» به سردبیری هنرمند انقلابی چون مسعود شجاعی طباطبایی که شهرت و اعتبار جهانی دارد، آیا نمی تواند بهتر از این باشد؟

انتقاد از کیهان حتما مختص به وطن فروشان و اصلاح طلبان و… نیست. آقای شریعتمداری باید از هاله قدسی بیرون آیند و به این سوال پاسخ دهند که بر این گونه نشریه و روزنامه اداره کردن جز اسراف از بیت المال نام دیگری می توان نهاد؟ بگذریم از کتاب های منتشره توسط موسسه کیهان که آن مثنوی هزار من می طلبد!

البته مشکلِ اصلی کیهان؛ ظاهر آن نیست، چرا که نشریات کیهان همچنان که ظاهر کهنه ای دارند، افکار کهنه ای را هم نشر می دهند. شاید باید کیهان از بیخ و بن و از رأس تا قاعده تغییر کند تا بتواند در ظاهر و محتوا روزآمد و مفید شود. البته قرار نیست کیهان حرف های مدرن شبیه اصلاحطلبان را بزند، بلکه باید حرف دل مردم را بزند چون از بیت المال ارتزاق می کند و مدیرمسئول آن عنوان «سرپرست موسسه کیهان» و نماینده رهبری را یدک می کشد و خودش را رسانه نظام می داند. 


این مطلب در تابناک

عصر ایران

ایسنا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۲ ، ۰۲:۲۸
مسعود شایگان

«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – مسعود شایگان:

در زمانه ای که جست وجو گران نمایشگاه کتاب چند سالی است که اثری از کتاب های شهید بهشتی در نمایشگاه نمی بینند و بهشتی به تصویری برای شب شهادتش و مستندهای دهه فجر تبدیل شده است دم زدن از نیمه گمشده بهشتی به مثابه سیئه ای نابخشودنی و انحرافی عمیق در تفکر است!

دبیر کل حزب جمهوری اسلامی که سالیانی را در غربت هامبورگ گذراند پس از انقلاب و تنها چند صباجی از آن غربت درآمد. هنوز آتش انقلابی گری انقلابیون فرو ننشسته بود که مرگ بر بهشتی شعار حامیان بنی صدر شد، روزی دیگر “راسپوتین انقلاب” لقب گرفت و روزی هم عوام جاهل و خواص مغرض، قتل آیت الله طالقانی را به او نسبت دادند و در کوچه ها فریاد، “مرگ بر …” سر دادند.

اما شهادت بهشتی او را از مظلومیت در نیاورد که بر غربتش افزود. شاید بپرسید اکنون که نه دیگر شعار علیه بهشتی داده می شود و نه قاتل طالقانی پنداشته می شود پس چگونه می توان ادعا کرد که بهشتی هنوز مظلوم است؟ انگیزه نوشتن این متن که همان دلیل غربت بیش تر بهشتی است مستند به کدامین گناه صدا و سیما بود که در شب ۷ تیر به گرامیداشت شهید بهشتی پرداخت و باز نیمه ای از بهشتی در پس نیمه دیگرش مغفول ماند و نادیده گرفته شد.

این متن پرداختن به وجوهی است که نه تنها پنهان مانده است بلکه گویی دم زدن از آنها نیز به گناهی نابخشودنی تبدیل شده است و گویندگان آن چنان شماتت می شوند که انگار نه انگار این سخنان متعلق به همان فردی است که خود “یک ملت” نامیده شد.

۱-       آزادند نظر خود را بگویند

بهشتی در اویل انقلاب که بحث از آزادی بحث نماز جمعه و منبرها بود این گونه می گفت:

“نظر کلى حزب جمهورى اسلامى در این زمینه روشن است: در جامعه اسلامى، همه افراد گروه‏ها، هر چند مخالف اسلام باشند، امکان دارند رأى و نظر خود را بیان کنند. حزب جمهورى اسلامى معتقد است که باید در محیط اجتماعى سالم، افراد و گروه‏ها توانایى اظهارنظر خودشان را درباره مسایل مختلف داشته باشند. حتى اگر نظراتشان مخالف نظر انقلاب اسلامى ماست.”

و نیز می گفت: “من صریحاً عرض مى‏کنم در جمهورى اسلامى باید بنا را بر این بگذاریم که تلاش کنیم اکثریت جامعة ما قدرت و توان لازم را براى با هم نشستن، ایستادن، راه رفتن، به گفت‌وگو و کاوش مشترک پرداختن و به نتایج قابل قبول براى همه رسیدن، بیابد. این باید بناى اصلى باشد. این حال و هوایى که الآن ما داریم، حال و هواى مناسبى نیست. حال و هوا، حال و هوایى است که خطر سوءاستفادة دشمن را روزبه‌روز افزون‏تر مى‏کند.”

۲-       شوم ترین بنا

بهشتی حق را معیار می داند نه اشخاص او در نظام اسلامی فقط یک فرد را بری از انتقاد شدن می داند  و آن هم خداست. عدم حق انتقاد به واسطه اینکه یکی امیر است و دیگر شهروند عادی در قاموس آیت الله راه ندارد! چنان چه می گوید:

“آقایى کار خلافى می‌‏کند و فردى عامی‌ به او می‌‏گوید آقا، این کار شما خلاف است؛ چرا کردى؟ پاسخ می‌‏شنود: «برو! عالم را با جاهل بحثى نیست.» بنده خدا هم سرش را زیر می‌‏اندازد و می‌‏رود. امیر مرتکب خلافى می‌‏شود؛ یک فرد عادى به او می‌‏گوید آقا، چرا این خلاف را کردى؟ پاسخ می‌‏شنود: «پس انضباط اجتماعى کجا رفته! به من می‌‏گویند مافوق و به تو می‌‏گویند مادون. مادون را با مافوق بحثى نیست!» برو بابا با آن علمت اى عالم! برو بابا اى رئیس و مافوق با آن انضباط تشکیلاتى‏‌ات! برو کشکت را بساب! اینها به درد اسلام نمی‌‏خورد. به تو می‌‏گویند عالم، نمی‌‏گویند معصوم؛ به تو می‌‏گویند مافوق، نمی‌‏گویند معصوم. در نظام اسلامی‌ فقط یک مقام غیر مسئول است که آن هم خداست. اوست که: «لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون»(۳۸)؛ بقیه همه مسئول‌اند. پیغمبر و امام هم در آن درجاتى که غیر مسئول‌اند به دلیل اعتقاد به عصمت آنهاست؛ اما این چه ربطى دارد به دیگران؟ بقیه همه مسئول‌اند. هیچ زیربناى اجتماعى از آن زیربناى شوم خطرناکتر نیست که انسانى، یا انسانهایى، بتوانند هر چه می‌‏خواهند بکند بی‌‏آنکه بشود بر آنها خرده گرفت و بی‌‏آنکه بشود از آنها بازخواست کرد. مسئولیت در جامعه اسلامى مسئولیت متقابل است. همه نسبت به یکدیگر مسئول‌اند. «کُلّکُم راع و کلّکم مسئولٌ عَن رعیة.»”

۳-       ساده بیایید و بروید! طاغوتی نشوید

بهشتی بر لزوم وجود فقیه در راس حکومت اسلامی تاکید می کند اما به شدت هشدار می دهد از فاصله گرفتن از مردم و طاغوتی شدن:

“علماى اسلام اگر در مقام ولایت دنیاطلبى کردند، اگر اخلاقشان اخلاق طاغوتى شد، اگر این‌هایى که تا قبل از ولایت فقیه با مردم خاکى و متواضع بودند حالا براى مردم قیافه گرفتند و حرکت کردند و نشست و برخاست کردند، اگر در رفت‌وآمدهایشان بوق و کرنا و اسکورت و پس‌برو پیش‌بیا پیدا کردند، اگر به جاى اینکه در خانه‌هایشان بنشینند کاخ‌‏نشین شدند، اگر گارد براى خود درست کردند، اگر از این کارها کردند، من اصلاً می‌گویم اینها فقیه جامع‌‌الشرایط نیستند تا ولایت داشته باشند!”

او اما در ادامه ترور شهید مطهری را عاملی می داند که مردم از مسئولین بخواهند که با محافظ رفت و آمد کنند و محافظین مراقب آنها باشند. بهشتی این وضع را سوهان روح می داند و تاکید می کند که نباید این گونه بماند و باید به حالت عادی بازگردیم:

“ما این را نخواسته بودیم. اصلاً نخواسته بودیم. از آن هم بیزار هستیم. منهاى این قسمت، دیگر بقیه کارهاى ما می‌تواند عادى و معمولى باشد. همه چیز آن معمولى باشد. این گوشه را هم باید معمولى کنیم. نمی‌شود که به این صورت بماند. من اصلاً می‌ترسم این مسأله ما را منحرف کند….من الان در رابطه با خودمان همین را می‌گویم. عرض کردم که امیدوارم به زودى بتوانیم این مسأله را تمام کنیم. اگر هم حادثه‏‌اى پیش بیاید هیچ طور نمی‌شود! ما به افتخار شهادت می‌رسیم، و این سعادت ماست! جامعه هم جاى ما را پر خواهد کرد. دیگران مسئولیت‌هاى ما را به عهده خواهند گرفت. من با تمام وجودم از این گوشه انحرافى اضطرارى که الان در زندگى‏‌ام و روابطم با مردم پیش آمده بیزار هستم.”

اینک باید بگویم که بهشتی محبوب است اما نه تصویر کامل بهشتی!

سالهاست که تصویر مخدوش و مغشوش بهشتی برای ما نمایش داده شده و نیمه دیگر بهشتی در پشت درهای صدا و سیما و کتابها و ذهن ها جامانده است!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۲ ، ۰۲:۲۲
مسعود شایگان

بخش اول:گزارشی کوتاه از آثار وزندگی نامه نویسنده کتاب

دیدبان: نویسنده اثر مدنظر رسول جعفریان تاریخ نگار وپژوهشگری است که با وجود اینکه فقط 48 سال سن داردبیش از 140 اثر مکتوب اعم از مقاله وکتاب و...به رشته تحریر درآورده است که قطعا این تعداد کتاب با توجه به سن وی بسیار معتنی به است

موسسه در راه حق ناشر اولین کتاب جعفریان در سال 1364 بود که با نام پیش درآمدی بر شناخت تاریخ اسلام به زیور طبع آراسته گشت.اما این آغاز راه نویسندگی رسول جعفریان بود زیرا که تا کنون بیش از هشتاد جلد کتاب از وی منتشر شده است.این کتب یا توسط وی تالیف وترجمه شده است ویا وی به عنوان مصحح ویا ویراستار در آنها دخالت داشته است

جعفریان علاوه بر تالیف کتاب وفعالیت در این حوزه در چندین مرکز آموزشی وعلمی نیز به تدریس پرداخته است.او تدریس تاریخ ومعارف اسلامی را از سال 1359 آغاز کرده است وهم اکنون به عنوان عضوگروه تاریخ دانشگاه تهران مشغول به فعالیت است وی هم چنین از اعضای هیات علمی پژوهشگاه حوزه ودانشگاه نیز می باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۱ ، ۰۱:۵۵
مسعود شایگان